
فکر نمی کنم هیچ یک از ما بعد از مشاهده مناظره معروف او و میرحسین، شکی در میزان ذکاوت و زیرکی اش داشته باشیم، تاکتیک هایی که به کار می گیرد ( هرچند آمیخته به فریب، دروغ و اتهام اند) به شدت مؤثر و هوشمندانه اند.
و حالا این موقعیت جدید. پس از انتخاباتی که به عقیده بسیاری مشکوک و همراه با تقلبات گسترده بود، و شائبه یک "کودتا" که با همراهی او و رهبری کشور انجام گرفته را در اذهان ایجاد کرد، این بار به فکر چاره ای جدید می افتد. بازسازی وجهه اش در برابر کسانی که حقانیت او را در تکروی، ظلم ستیزی و "از جنس حکومت نبودن اش" می بینند. این قابل کتمان نیست که احمدی نژاد در میان کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و مبانی اش اعتقادی ندارند هم طرفدارانی دارد. اینها کسانی اند که او را از منظر "ضد رفسنجانی بودن"، "ضد فساد مالی عوامل حکومت" و جسارت می ستایند. پس از انتخابات و مطرح شدن این که اتحادی از دولت و نظام و رهبری "کودتا"یی علیه رای مردم انجام داده اند، احمدی نژاد به درستی تصمیم می گیرد که به ژست محبوب خویش برگردد. و دم دست ترین گزینه برای این کار "اسفندیار رحیم مشایی" است. کسی که میدان دادن به او با علم به دشمنان زیادی که در طیف حاکم (اعم از بیت رهبری، مجلس و حتی سپاه!) دارد، به دست آوردن وجهه "سازش ناپذیری" احمدی نژاد خواهد بود. ماجرای نامه نگاری های منجر به برکناری مشایی شامل نامه ستایش آمیز به او، فرمان رهبری ، استعفای مشایی و فرمانبرداری اکراه آمیز احمدی نژاد طبق اصل 57 قانون اساسی! و ماجرای روزهای اخیر و مقابله او با عناصر نظام حتی در هیأت دولت ( که منجر به برکناری وزرای اطلاعات و ارشاد گردید) همگی در جهت تقویت فرضیه "از جنس خودشان" نبودن او و در نتیجه مظلومیت و تنهایی اش در عین حق خواهی در حکومت است.
احمدی نژاد این بار هم با زیرکی دارد میدان نمایش را از دست بازیگران اصلی روزهای پس از انتخابات می گیرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر